| نویسنده |
پیام |
|
sub
Gold User


عضو شده در: 7 مهر 1387
پست: 389

امتیاز: 362 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
سهشنبه 5 آبان 1388 - 21:48 |
|
Coward, بیا دیگه،تو مجبوری،تا با خشونت رفتار نکردم خودت بیا آفرین بابای خوب sub گناه داره،طفلکیه. به پلیس خورده ای می گما  |
_________________ باد با چراغ خاموش کاری ندارد...
اگر در سختی هستی بدان که روشنی...
ُSubGOD
|
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
سهشنبه 5 آبان 1388 - 22:23 |
|
جدی گفتم نمیام |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
Bikar
Forum Administrator


عضو شده در: 25 آبان 1386
پست: 268
محل سکونت: Inferno 
امتیاز: 71 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
چهارشنبه 6 آبان 1388 - 08:23 |
|
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
چهارشنبه 6 آبان 1388 - 10:06 |
|
انیجوری که اعلام کردن بعد از جشن با چند تا اتوبوس آنهای که مایلند را می برند فرودگاه و با هواپیمای اختصاصی دانشگاه میبرند پاریس و اونجا زیر برج ایفل فیله استیک بهمون میدن
با این حال باز من نمیام  |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
sub
Gold User


عضو شده در: 7 مهر 1387
پست: 389

امتیاز: 362 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
چهارشنبه 6 آبان 1388 - 19:28 |
|
من گفته باشم اگه Coward نیاد منم نمی رم
جدی گفتم  |
|
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
پنجشنبه 7 آبان 1388 - 23:00 |
|
پس بچه ها خیالشون راحت باشه چون من نمیام پس sub, هم نمیاد برید خوش باشید |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
sub
Gold User


عضو شده در: 7 مهر 1387
پست: 389

امتیاز: 362 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
جمعه 8 آبان 1388 - 11:53 |
|
Coward, بیا دیگه ،حیف من و تو نیست که تو جشن نباشیم
بعدشم اگه تو و من نباشیم که جشن به همه خوش نمی گذره مخصوصا من
آفرین بابای خوبم  |
_________________ باد با چراغ خاموش کاری ندارد...
اگر در سختی هستی بدان که روشنی...
ُSubGOD
|
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
جمعه 8 آبان 1388 - 16:49 |
|
گفتم که من نمیام دوستان هم همه دنگاشونو به خاطر نیامدن sub بدن دیگه قرار
قراره دیدین که Sub گفت نمیاد |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
sub
Gold User


عضو شده در: 7 مهر 1387
پست: 389

امتیاز: 362 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
شنبه 9 آبان 1388 - 20:31 |
|
Coward, اگه ببینم اومدی بابا جون،مامان می دونه با تو
من توی جشن نیستما ولی روحم و تضمین نمی کنم که اونجا نباشه  |
_________________ باد با چراغ خاموش کاری ندارد...
اگر در سختی هستی بدان که روشنی...
ُSubGOD
|
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
شنبه 9 آبان 1388 - 22:26 |
|
مطمئن باش بی کار نیستم بیام حرفای دست اندرکاران دانشگاه را گوش کنم |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
Calm
Forum Moderator


عضو شده در: 6 شهریور 1386
پست: 930

امتیاز: 315 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
یکشنبه 10 آبان 1388 - 14:45 |
|
میبینم که همه رفتن جشن
امیدوارم سوژه ای برای خوش بودن پیدا کنید  |
_________________ عمار پتکی
در نبود آنچه که من نیستم, آنچه که هستم نیست
آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی وآنگاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترين را به ارمغان بياوري |
|
|
 |
|
sub
Gold User


عضو شده در: 7 مهر 1387
پست: 389

امتیاز: 362 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
یکشنبه 10 آبان 1388 - 21:32 |
|
خوب اونایی که رفته بودن تعریف اجباری کنن از جشن ببینیم |
_________________ باد با چراغ خاموش کاری ندارد...
اگر در سختی هستی بدان که روشنی...
ُSubGOD
|
|
|
 |
|
faramarz
عضو افتخاری


عضو شده در: 15 آبان 1386
پست: 13

امتیاز: 13 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
یکشنبه 10 آبان 1388 - 23:45 |
|
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست....
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
ممنون و مرهون همه شما بچه های با مرام....
من امروز مصداق عینی و مضمون شعار همیشگی ام (این شعر بالا) را در مراسم نمادین جشن فارغ التحصیلی (که شاید دانش آموختگی برازنده تر باشد...و بیانگر تداوم در کسب علم تا پایان عمر)
که حقیر ، بانی آن بودم به چشم ظاهر و باطن دیدم....و یاد اولین آن در
مکانی کوچکتر...لیکن پر از سرور
محلی ساده تر ....اما پر از خلوص
محفلی بی ریاتر...اما پر از صفا
و سالنی حقیر...اما پر از خاطره
....
با مشقت زیاد و در نهایت فشار...!!
آری ....در سالن تازه تاسیس اجتماعات دانشکده
در اذهانم دوباره نقش بست...و چه نیکو برایم زنده گشت !
بابت هم محبت های شما عزیزان...هم مسرورم و هم مغرور....
هم مشعوفم و هم ممنون...
و هم درمقابل همه اونهایی که قدرت درک و شعورشان را در سکوت (که چه عرض کنم !!!در عدم سکوت ) نمایان ساختند...شرمنده...
سربلند باشید و سرفراز...
فرامرز خالقی |
|
|
|
 |
|
kamyar
Active Member


عضو شده در: 29 آبان 1386
پست: 123
امتیاز: 20 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
دوشنبه 11 آبان 1388 - 00:16 |
|
جناب آقای خالقی واقعا دستتون درد نکنه عالی بود
خیلی دلمون می خواست امروز شما هم واسمون صحبت می کردید
خیلی مراسم خوبی بود
ای کاش می شد که بازم از این نوع مراسم ها برگزار کرد
بچه ها جای همه کسایی که نبودن خالی بود ! |
_________________ ₪ KД |V| ¥ /-\Я ₪ |
|
|
 |
|
m-ch
Gold User


عضو شده در: 17 شهریور 1386
پست: 418
محل سکونت: روی کیبورد 
امتیاز: 369 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
دوشنبه 11 آبان 1388 - 07:40 |
|
آقای خالقی دست شما و همه دست اندر کاران درد نکنه.
جشن خیلی عالی بود و خاطره انگیز شد.
همه ما دوست داشتیم که شما برای ما سخنرانی کنید ولی متاستفانه این کار صورت نگرفت. |
_________________ ::.
وقتي کبوتري شروع به معاشرت با کلاغها ميکند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.:: |
|
|
 |
|
faramarz
عضو افتخاری


عضو شده در: 15 آبان 1386
پست: 13

امتیاز: 13 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ:
سهشنبه 12 آبان 1388 - 12:50 |
|
زندگی در گرو خاطره است...
خاطره در گرو فاصله است...
فاصله تلخ ترین خاطره است...
یاد ایام ...به خیر
سپاس و درود نثار شما دانشجویان فهیم ، قدرشناس و با وفا
امیدوارم شما عزیزان را بر فراز قله های زندگی ....همواره موفق و پیروز ببینم
گفتنی بسیار وهر چه بگویم کم است...
پرواز را به خاطر بسپار...پرنده رفتنی ست
برای سربلندی خودتان و خوشنامی مرکزتان...و حفظ این جایگاه رفیع کسب شده در
جامعه علمی-کاربردی کشور... همیشه کوشا باشید و استوار
هر انسانی دو آموزنده دارد...
یکی روزگار ...و دیگری آموزگار
اولی به بهای زندگی ات
....و دومی به بهای زندگی اش
فرامرز خالقی
12 آبان 1388 |
|
|
|
 |
|
|
|
|